و گواه آن آيينه‌ٴ شاهي است كه در اواسط سده‌، به زبان قديم نروژي نوشته شد. احتمالاً اين از همه‌ٴ دايرةالمعارف‌هاي آن عصر، اصيل‌تر بود؛ علاوه بر معلوماتي كه طبق معمول از آثار قديمي‌تر اخذ شده‌، حاوي تعداد زيادي موضوع‌هايي است كه بايد از تجارب خود موٴلف يا مآخذ ناشناس اسكانديناوي اخذ شده باشد، چون در آثاري كه با آنها آشنايي داريم آن مطالب ديده‌ نمي‌شوند. از اين گذشته‌، بيشتر حقايق مذكور در آن فقط درباره‌ٴ آب و هواي شمالي است‌.
نكته‌ٴ جالب اين است كه تنها گويش‌هايي كه براي منظورهاي فلسفي يا دايرةالمعارفي به كار مي‌رفت‌، نروژي و فرانسوي بود.
7. مسلمانان غربي‌. براي ارزيابي كارهايي كه در قلمرو غربي اسلام صورت گرفت بايد درنظر داشت كه در آن هنگام‌، حوزه‌ٴ تسلط مسلمانان بر اسپانيا سخت كاهش يافته بود. هيماي اول‌ آراگوني در 1232، جزاير بالئار و در 1238، بلنسيه را تصرف كرد؛ فرديناند سوم كاستيلي در 1236، قرطبه‌؛ در 1243، مرسيه‌؛ در 1246، جيّان‌؛ در 1248، اشبيليه را گرفت‌. پيش از نيمه‌ٴ سده‌ٴ دوازدهم‌، قلمرو مسلمانان‌، كه زماني بر همه‌ٴ شبه‌جزيره و گوشه‌ٴ شمال شرقي و شمال‌ غربي آن فرمان مي‌راندند، به دولت كوچك غرناطه محدود شده بود. بي‌شك مغرب در دست‌ مسلمانان باقي ماند، ولي اسپانيا هميشه سرچشمه‌ٴ قلمرو غربي اسلام بود. از اين‌رو، جاي‌ تعجب نيست كه ايام پرشكوه ابن طفيل و ابن رشد تكرار نشد.
پيش از گفتگو از اسپانياييان بهتر است ذكري كنيم از يك تن الجزايري به نام بوني كه در مقام‌ عالِم علوم غريبه از شهرت عظيمي برخوردار شد (و هنوز هم برخوردار است‌). آثار او از بهترين‌ مآخذ براي مطالعه‌ٴ جنبه‌ٴ تاريك‌تر تفكر مسلمانان است‌.
سه شخصيت برجسته از مشرق اسپانيا برخاستند: ابن طُمْلوس از الثيرا و ابن‌عربي و ابن‌سبعين از مُرسيه‌. ابن طملوس رساله‌اي در باب منطق نوشت‌. ابن‌عربي برجسته‌ترين معرف‌ مكتب فلسفه‌ٴ اشراقي بود، مكتبي عرفاني كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دهم‌، در قرطبه پديد آمد. آثار او، علاوه بر ارزشي كه از نظر تاريخ فلسفه‌ٴ نوافلاطوني و فلسفه‌ٴ اوگوستيني اخير دارد، از نظر پيش‌آهنگي غريبش بر كمدي الهٰي دانته هم بسيار جالب است‌. غزل‌هاي وي ممكن است به‌طور غيرمستقيم الهام‌بخش ((سبك دلپذير نو))1 در اشعار ضيافت دانته باشد. ابن‌سبعين هم صوفي بود، و يكي از فرقه‌هاي صوفيه به نام او موسوم است [سبعينيه‌] . ولي شهرت او بيشتر به‌خاطر كتاب‌ الاٴجوبة عن الاٴسئلة الصَقَلية است‌، يعني پاسخ سوٴالاتي كه فردريك دوم (حدود 1240) از او كرده‌ است‌. ابن عربي و ابن سبعين هر دو در مشرق درگذشتند. خاطرات اولي گواه آن است كه‌ اسپانياي مسلمان حتي در آخرين روزهايش‌، هم از نظر فكري بر شام برتري داشت‌، ولي در اين‌


dolce stil nuovo .1